فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
218
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
سابق ( 114 - پ ) استعذار نموده و اظهار حسرت و ندامت كرده و مضمون اين بيت « 1 » به قلم آورده : مطلع « 2 » جوانِ من به جفا تا « 3 » كيَم ملول كنى * كمينه پير غلامم اگر قبول كنى و تعهّد نموده كه اگر نوّاب همايون از سر خون اين زبون « 4 » در گذشته به دار السّلطنه به سعادت معاودت فرمايند ، وراى خراج معهود مبلغ پانصد تومان نعل بهاى اسب لشكر به خزانهء عامره رساند و فرزند مرهون باشد تا مال [ مضمون ] مؤدّى « 5 » گردد . چون اظهار عجز و انكسار به كمال نموده بود ، سجاحت ذات و رجاحت صفات حضرت اعلى مقتضى ترحّم شد و امر عالى نفاذ يافت كه عساكر نصرت مآثر « 6 » چون دمار از ديار كفّار برآوردند و در مراسم غزو و « 7 » جهاد ضروب سعى و صنوف اجتهاد تقديم نمودند ، سالما غانما به مساكن خود رجوع كنند . رايات نصرت آيات « 8 » از غزو گرج به راه شوره گل منزل « 9 » به منزل روان شده ، اواخر شوال ، در عين نصرت و اقبال به دار السّلطنهء تبريز نزول فرمود ؛ آئبون تائبون « 10 » لربّنا حامدون ، بر زبان حال جارى ، بر تخت جهانبانى و سرير مملكتدارى استقرار يافت . و از ابتداى انشاى اين غزو بلند نام تا به انجام كما بيش چهل روز بود و در اين اندك زمان سعادت قرين جمع ميان صيام و غزا و اربعين فرمود ، الحمد للّه ولىّ النّعم و الجود .
--> ( 1 ) . P : بيت + در صورت عجز و انكسار به قلم منكسر آورده . ( 2 ) . P : بيت . ( 3 ) . P : جفات . ( 4 ) . F : بنده . ( 5 ) . F : موادا . ( 6 ) . P : شعار . ( 7 ) . P : « واو » ندارد . ( 8 ) . KF : الهى . ( 9 ) . F : مز . ( 10 ) . K : تائبون + ان شاء اللّه .